بمون مهربونم
علی نجفیپسندیدن9
بازدید900+
بمون مهربونم بمون تا بمونم گل هم بودی و گلابت کردن طبیبای شهر جوابت کردن آی چقدر پشت در عذابت کردن طبیبای شهر جوابت کردن اوباش زدن اون حرومزاده زد، غلاماش زدن پیش چشم همه شلاق به دستهاش زدن اوباش زدن فریاد زدن سر مادرم جلو بچههاش داد زدن مادرم همین که توی کوچه افتاد، زدن فریاد زدن یکی طبیب خبر کنه مادرم از هوش رفت روی تنش در افتاد یه لشکر از روش رفت نگفت با خودش که این مادره رو چشم تو جای انگشتره الهی خدا ازش نگذره کبود میشی هر چی که هی میگذره بیمار نبود چشای مادر من که قبل از این تا اینقد تار نبود مادرم نیمهشبا که اینهمه بیدار نبود تا در شکست جوری با لگد زدن سینهش شکست در شکست جلوی اهل محل غرور حیدر شکست عجب قیامتی شده تو خونهمون جا نیست تا چشم کار میکنه فاطمه پیداست یا زهرا دومی رو چه بگویم دومی زد مادرم را