بلند مرتبه شاهی به زحمت افتاده
حسین سیب سرخیپسندیدن16
بازدید31.8K
حسین جان... بلند مرتبه شاهی به زحمت افتاده برای جرعهی آبی به منّت افتاده بلند مرتبه شاهی به دفن شَهزاده میان خیمه ومیدان به حیرت افتاده ای کاش که روت را نمیبوسیدم ای کاش که موت را نمیبوسیدم تقصیر من است پشت و رویت کردند ای کاش گلوت را نمیبوسیدم ای افتخارِ عالمیان جامهی تو را یک نانجیب آمد و باافتخار برد لعنت به شمر، اهل و عیال تو را حسین پای برهنه روی مُغیلان و خار برد قوم حسود و دشمن خدنخوار عاقبت قوم تو را به مجلس بیبند و بار برد مقتل نوشتهست چه زجری کشیدهای یک نصف روز ذبح گلوی تو کار برد حسین جان...