بلند مرتبه شاهی از صدر به زیر افتاد
سید امیر حسینیپسندیدن17
بازدید2.7K
بلند مرتبه شاهی از صدر زین افتاد تا بر زمین افتاد، از خیمه زد به میدان ابن الحسن رجز خوان مرثیه شد حماسی با رزم این نوجوان وارث شمشیر دو سر به لشکر زد بی سپر به لشکر زد به چه تیغ برّانی، چه میدانی لا فارغ غمی به لب داره میره با غضب داره میره للعجب چه طوفانی چه جولانی جانم عبدالله یابن کریم الله(۲) بلند مرتبه شاهی افتاده تو گودال آمد به استقبال از خیمه تیغ آخر شاید به رزم اکبر جانم به این شجاعت جانم به این دلاور آمده میدان پهلوان ماریه گفت یابن زانیه بنگر اینک عبدالله رسید از راه تا که در خونم ارث از حسن دارم تا که جان به تن دارم پیش مرگ ثارالله، منم والله، جانم عبدالله یابن کریم الله جانم عبدالله(۲) بلند مرتبه شاهی جای تو اینجا نیست بر خاک صحرا نیست ای شمع نیمه خاموش من آمدم کفن پوش تا اینکه جای اکبر گیرم تو را در آغوش آمدم باشم تا سپر برای تو چون پسر فدای تو مهربانتر از بابا.. گل زهرا حنجرم را من نذر اصغرت کردم بی تو برنمیگردم با تو زیر مرکبها روم اینجا جانم عبدالله یابن کریم الله