شب نو دلمان میرود همانجا که
ابوذر بیوکافیپسندیدن30
بازدید1.4K
شب نو دلمان میرود همانجا که دو دست بر کمرش گفت ای علمدارم بلند شو که سکینه عجیب مضطر است بلند شو نفسم، ای همه کسوکارم ای اهل حرم میر و علمدار نیامد، نیامد، نیامد سقای حسین سید و سالار، نیامد، نیامد، نیامد کجا بودی، خبر داری مرا بازار بردند مرا در مجلس اغیار بردند