بلد شو علمدار حرم چشم به راهته
حسن عطاییپسندیدن29
بازدید5.4K
بلند شو علمدار، حرم چشم به راهته من و کشته اشکی که توی چشاته بلند شو سپاهم دلم مبتلاته، (حرم چشم به راته) 2 (علمدار، برات دستاتو از رو خاکا آوردم) 2 (برادر، پاشو باز علم رو بگیر تا نمُردم) 2 خیال تو راحت،( حرم رو به زینب سپردم) 3 علمدار (اباالفضل) 3... (ببین مادرم اومده از مدینه) 2 بلندشو نبینه یلم رو زمینه پاشو که شده ولوله بین خیمه، میلرزه سکینه (چه کردن با سرو رشیدم یه لشگر کماندار) 2 الهی بمیرم که جسمت شده مثل نیزار تو هم میری و من میشم دیگه تنها علمدار میخوای که بمونی همینجا تو خلوت چه جور بی تو پامو بذارم تو خیمهات میدونم برم زود میریزن سرِ تو، (برا قتل و غارت) 2 تو رفتی، دیگه بعد تو امنیت تو حرم نیست میریزن، تو خیمه کسی یاور خواهرم نیست یه دختر با ناله میگه عمّه معجره سرم نیست علمدار (اباالفضل) ۳...