بس که لب تشنه بودی ، آسمونو دود می دیدی
حاج محمدرضا طاهریپسندیدن1
بازدید4K
بس که لب تشنه بودی ، آسمونو دود می دیدی ... شنیدم که از عطش ، کبود شدش لبات حسین ... بودند دیو و دد همه سیراب و ... می مکید خاتم ز قحط آب سلیمان کربلا ... از آب هم مضایقه کردند کوفیان ... خوش داشتند حرمت مهمان کربلا ...