بریدم و خمیدم
کربلایی نریمان پناهیپسندیدن14
بازدید14.4K
بریدم و خمیدم و بدون پیروهن تو رو که دیدم و به خاک و خون، تپیدم و چادرمو روی تنت کشیدم و (خیمه رو تا گودال، همش دویدم بریدم نیزه رو بیرون از، تنت کشیدم بریدم)۲ نشستم و شکستم و، نگاه بکن نیزه بریده دستمو ببین حسین، که خسته مو، موند تو دلم زخم تو رو نبستم و