برگشتی از تو میدون، ولی چرا آشفته
ابوذر بیوکافیپسندیدن10
بازدید900+
برگشتی از تو میدون، ولی چرا آشفته؟ دلشوره داره کم کم به دل ما میافته نکنه عمو رو زدن؟ نکنه بیسقّا شدیم؟ توی دل این سرزمین، نکنه که تنها شدیم؟ عمو برنگشته، بگو حالا چه کنیم؟ عمو برنگشته، به کی حالا تکیه کنیم؟ عمو برنگشته، باید زار زار گریه کنیم گریه کنیم برای معجرا گریه کنیم برای دخترا گریه کنیم برای خیمهها گریه کنیم برا دل بابا قدِّ خمت باباجون پُرِ غمِ ناگفتهست حق داره عمّه زینب داره میشه دلواپس چرا عموجون برنگشت؟ چرا ما رو تنها گذاشت؟ مگه خبر از غربتِ تو و زن و بچّهت نداشت؟ عمو برنگشته، دیدی بیچاره شدیم عمو برنگشته، همهمون آواره شدیم عمو برنگشته، که گریونِ شیرخواره شدیم گریه کنیم براش با اضطراب گریه کنیم شبیه مَشک آب گریه کنیم به یه دلِ کباب گریه کنیم برا دل رباب گریه کنیم برای معجرا گریه کنیم برای دخترا گریه کنیم برای خیمهها گریه کنیم برا دل بابا