برگرد اگه، میخوای سرت نره رو نیزه آقا
حمید علیمیپسندیدن20
بازدید5.9K
برگرد اگه میخوای سرت نَره رو نیزه آقا سنگ نخوره به بچههای زهرا کَف نَزنن دور و بر یتیما حسین جان برگرد اگه طاقت نداری زینَبِت اسیر شه سه ساله دخترت تو کوفه پیر شه میترسم آقا، دیگه خیلی دیر شه حسین جان بیا ولی، دخترِتو نَیار حسین (بیا ولی، خواهرِتو نَیار حسین) ۲ اگه بیای، خواهرت اسیر سلسله میشه تو بیابونا، پاها پر آبله میشه کوفه نیا میترسم که شبیه من غریب گیرت بیارن از هر طرف سنگ رو سَرت بِبارن هزار تا زخم رو پِیکرت بذارن حسین جان میترسم که حکمِ به قتل تو بده یه عالَم دوره کنن تو رو شبیه مُسلم نَمونه رو تنت یه جای سالم حسین جان کوفه نَیا، کوفه غریب کشه حسین برا سرِ، تو نقشه میکشه حسین روضه نمیخواهد تنی که سر ندارد قربان آن شاهی که انگشتر ندارد یک جای سالم بر همه پیکر ندارد جایی برای بوسه مادر ندارد میبینم که تو شهر کوفه باز خبر پیچیده حَرمله با تیر سه سَر رسیده نقشه برای اصغرت کشیده حسین جان میبینی که حال خراب این دلِ خرابو یه وقت نیاری با خودت رُبابو پر بکنید حسابی مَشکِ آبو بیا ولی، اصغرتو نیار حسین تورو خدا، اکبرتو نیار حسین اگه بیای رحم نمیکنن به طفل رُباب میزنن تمام بچهها رو توی خواب (سیدی ماکو مِثلکُ الغَریب) ۲ من اگر گریه برایت نکنم، میمیرم من اگر سینه برایت نزنم، میمیرم من اگر ناله برایت نزنم، میمیرم