بذار بگم از دل خرابمو
حاج محمدرضا بذریپسندیدن20
بازدید900+
بذار بگم از دل خرابمو بذار بگم برات چی بود عذابمو رسیده لحظههای آخر منو رسیده دیگه وقت انتخابمو از داغت کبابم و هنوز اسیر نالههای کودک ربابمو دلتنگ توام داداش یه شب نمیتونم بدون فکر تو بخوابمو بغضی مونده تو گلوم پر از غمم چرا نمیرسم دیگه به آرزوم از وقتی سه ساله رفت دیگه برای همیشه رفت داداش پیش تو آبروم بسم بود یه سال و نیم پیش چشمم نگاه زار چند تا بچهی یتیم کاش تقدیر عوض میشد دلم میخواست همه دوباره تو مدینه جمع بشیم بسه فراق، قد یه سال و نیم (دیگه میخوام کنار هم باشیم) ۲ (حسین من، حسین من حسین من) به گوششون رسیده بود پیاممو به دل اثر نکرده بود کلاممو اگر که کشتنت میون قتلگاه منم شهید قتلگاه شاممو خواهر اماممو ولی اسیر زخم سنگ روی پشت باممو یک دنیا جماعتن دریغ از این که یک نفر بده جواب سلاممو غم با درد تلاقیه نگاه گریهدار بچهها به چشم ساقیه شرمندم نکردیو نپرسیدی چرا سکینه گونههاش اقاقیه رو نیزه برابرم نشسته بودی و میخوندی روضه واسه معجرم من موندم چیکار کنم یه تیکه پارچه هم نموند برای .... آخ زینب و اسارت باور نکن آی چادر رفته غارت باور نکن بسه فراق قد یه سال و نیم (دیگه میخوام کنار هم باشیم) ۲ (حسین من، حسین من حسین من) به جبر روزگار اگه مسافرم بگو بدون تو آخه کجا برم دیگه نگم توی دلم چی میگذره بخون تو باطنم رو از رو ظاهرم در تاب و تبت نبود مگر که همکلام روز و همدم شبت نبود جون من بگو داداش بگو تو این سفر کجا بودی که زینبت نبود حالا غم رو غم گذاشت زمونه داغ تو یه سال و نیم توی دلم گذاشت هر جا شد سپر شدم نگی که خواهرت چیزی واسه رقیه کم گذاشت بسه فراق یه سال و نیم (دیگه میخوام کنار هم باشیم) ۲ (حسین من، حسین من حسین من) ****** سمت این واژه مسیر سخنم میلرزد دست بیمار ولی سینه زنم میلرزد ظهر نیزار عطش شیب نگویید بس است اسم گودال میآید بدنم میلرزد