باید مرا گلیم مسیر نگار کرد
حسن حسینخانیپسندیدن28
بازدید5.7K
باید مرا گلیم مسیر نگار کرد زیر قدومِ فاطمیات خاکسار کرد مهرِ تو را بهشت بخواهد نمیدهم در ماجرای عشق نباید قُمار کرد فخر علی و فاطمه بر تو عجیب نیست وقتی خدا به داشتنت افتخار کرد من که به دست هیچ کسی رو نمیزنم نانت مرا به شغل گدایی دچار کرد هر چند آفریده خدا چهارده کریم امّا یکی از آن همه را سفرهدار کرد ما را پیاده کرد سرِ سفرهی شما این کشتیِ حسین که ما را سوار کرد باید به بازویِ حسنیات دخیل بست ورنه نمیشود که جَمل را مهار کرد [کُشتی بگیر باز خودت را بزن زمین جانم به این همه حسّ برادری] خشمت نیاز نیست در آن جا که میشود با قاسمِ تو قافله را تار و مار کرد ارزان تو را فروخت به حرفِ معاویه زهری به کامِ تشنهی تو روزهدار کرد زهری که میشکافت دلِ سنگ خاره را در حیرتم که با جگر تو چه کار کرد زهرا شنیده بود تنت تیر میخورد تابوت را برای همین با جدار کرد *** شاعر: علی اکبر لطیفیان