باید به کاروان تو رسید
حاج عبدالرضا هلالیپسندیدن4
بازدید300+
باید به کاروان تو رسید با پای دل به سوی تو دوید باید که چشم از غیر تو بست (با گوش دل صدای تو شنید) ۲ تا که راهی شم ارباب خودش راهشو پیش پام میزاره هر کی یه صبح عاشورا و هر کسی کربلایی داره( ۲) ***(کربلای من کجاست امتحان من چیه؟ اونکه توی تاریخ منتظرم مونده کیه؟)*** گر چه ای یار اسیر کف رمال توام نی گرفتار عدو، بلکه گرفتار تو ام نان تو ورد زبان به سر ما شده است توعلی هستی و من میثم تمار شدم میزند خصم مرا طعنه ولی غافل از آن در سرم نیست هوایی که هوادار تودام دستم از پشت اگر بسته دگر قطع نشد فکر انگشت تو و دست علمدار تو ام گر شکافی لب من خورده دگر چوب نخورد در غم چوب یزید و لب خون بار توام(۲) دشمنم آب دهد لیک ننوشم هرگز گرچه لب تشنه ولی تشنه دیدار توام(۲) (دست من و عطای تو درد من و دوای تو) ۲ روی تو و طواف من سعی من و صفای تو بر لب ماست نام تو در سر ماست شور تو در کف توست جان ماست در دل ماست جای تو سوز تو در خروش ما بار غمت به دوش ما از سر نی به گوش ما نغمه ی دل رُبای تو مانده در آفتاب اگر پیکر پاره پاره ات بر سر ماست سایه ی پرچم کربلای تو(۲) مام تو کیست، فاطمه باب تو کیست، مرتضی جد تو کیست، مصطفی خداست خون بهای تو روح فرشته میزند بوسه به دست و سینه ات آنچه به دست معرفت سینه زند برای تو اشک دو چشم ما کجا؟ خون جبین تو کجا؟ دخت علی مرتضی سرشکنان به پای تو حسین.....