باید برای طور کلیمی درست کرد
علی اکبر زادفرجپسندیدن2
بازدید300+
باید برای طور کلیمی درست کرد سجّادهای گرفت و حریمی درست کرد باید برای مقدمی از بال جبرئیل یک گوشهای نشست و گلیمی درست کرد باید در ازدحام گدا و کمی جا یک جا برای مرد کریمی درست کرد باید قسم به نور دو عین حسین داد تا از خدا، خدای رحیمی درست کرد باید دل حسین هوای نبیّ کند شاید دوباره خُلق عظیمی درست کرد مجنون شهر بودم و لیلا نداشتم اکبر اگر نبود من آقا نداشتم یک لحظهای کنار بزن این نقاب را بیچاره کن به صبح دمی آفتاب را امشب خودی نشان بده تا سجدهات کنم از من نگیر فرصت این انتخاب را نور جبین نیمه شب در تهجدت درهم شکست کوکبهی ماهتاب را دستار را ببند و کنارم قدم بزن شاید کمی نظاره کنم بوتراب را آباد باد خانهات ای زلف پر گره من از تو دارم این دل خانه خراب را با قد کشیدنت جگری پیر میشود رنگ محاسن پدری پیر میشود چشمان تو همین که نهان میشود علی عمّه برای تو نگران میشود علی دنیای ما اگر به کمال تو رو کند هرروز سال روز جوان میشود علی تو رفتهای و زائر رویت شدن فقط با دیدن امام زمان میشود علی روزی سه بار پشت بلندای مأذنه آقایی تو أشهدمان میشود علی بی اختیار یاد صدای تو میکنیم هر لحظهای که وقت اذان میشود علی ما کیستیم؟ تازه مسلمان حنجرت الله اکبر از تو و ألله أکبرت هنگام رو به رو شدن کارزار شد کار تمام لشکریان با تو زار شد وقتی رکاب رزم تو آماده میشود باید برای مقدم تو خاکسار شد نامت علیست، شأن تو شمشیر ساده نیست باید برای هیبت تو ذوالفقار شد حیدر شدی و ضجّهی لشکر بلند شد این چه مصیبتیست که کوفه دچار شد؟ از مِیمَنه رسیدی و تا پشت مِیسَره یک لشکر از یسار و یمین تار و مار شد فرزند لافتی که به جز این نمیشود شاگرد مجتبی که به جز این نمیشود ای آفتاب روشن شبهای کربلا پیغمبر دوبارهی صحرای کربلا ای از تمام آدمیان برگزیدهتر نوح و مسیح و آدم و موسیِ کربلا یک عالم به عشق نگاهت شده اسیر گیسو کمند، خوش قد و بالای کربلا آب فرات و علقمه و گنبد حسین یا تل زینبیه و هر جای کربلا هرچند دیدنیست ولی دیدنیتر است پایین پای مرقد آقای کربلا نزدیکتر به محضر آقاست جای تو پایین پایی و همه پایین پای تو **** هم آقایی هم آقازاده، ای جانم به قربانت چه نسلی هَل أتی، تَطهیر، عَیطَینا، علی اکبر برای بردن دل از حسین إبن علی کافیست بگویی با تبسّم زیر لب: بابا، علی اکبر ندیده هیچ چشمی در تمام عالم امکان عدیلت را، نظیرت را، شبیهت را علی اکبر بنازم شانههای استوارت را که دهها بار بر آنها تکیه داده زینب کبری علی اکبر تو از بس سفرهداری کردهای در شهر پیغمبر شده بعد از حسن با تو کرم معنا علی اکبر مؤذن زادهها هنگام أشهد کردهاند اقرار تویی سر کردهی خیل مؤذنها علی اکبر ندارد مادر موسی، ندارد مریم عذرا مقامی را که دارد مادرت لیلا، علی اکبر منم پایینتر از پایینتر از پایینتر از پایین تویی بالاتر از بالاتر از بالا علی اکبر مرا در تن بود تا جان به هر سختی به هر آسان بگویم یا علی اصغر، بگویم یا علی اکبر عقابت را چنان هی میکنی در جنگ در میدان به گوش آید فقط فریاد واویلا، علی اکبر چنان دست و سر از دشمن زدی در عرصهی میدان که بوده تکبیر ملک لافتی إلّا علی اکبر