باید امشب مشق درس عشق را از بر نوشت
حاج محمدرضا طاهریپسندیدن15
بازدید7.6K
باید امشب، مشق درس عشق را از بر نوشت قصهی آغاز خلقت را چنین از سر نوشت باید از وحدانیت، از عدل از روز معاد از نبوت از ولایت از همه باور نوشت از بزرگی کردن کوچکترین سوره سرود از فضیلتهای اعطینا و از کوثر نوشت صدرهی نسل نبی را پرسم هر بیانتها نسل دشمنهای او را تا ابد، ابتر نوشت از زکیه طاهره انسیه از خیرالنسا باید از پاکی و از صدیقهی اطهر نوشت باید امشب هر چه تعریف آمده از عشق را بین یک واژه خلاصه کرد از مادر نوشت مادر یکتاپرستان، مادر یکتاست او جان مادرهای ما قربان او، زهراست او شأن او والاتر از توصیفها تمثیلها بیکرانتر از همه تشبیهها تفسیرها گر بگویم از عزل تا به ابد از نام او در خورش کی میشود تقدیسها تجلیلها خاکسارش سارهها، آسیهها، هوریهها جاننثارش مریم و حوا، همه راحیلها رزق و روزیه تمام آسمان را میدهد خانهی او محبت معراجها تمثیلها شرح دادن از کلامش، خط به خط توراتها راز اعجاز دمش پنهان در انجیلها بندههای مکتب بابایش، ابراهیمها نذر جان بچههایش، جان اسماعیلها دامن او زینبین و مجتبی پرورده است شکرالله که برای ما حسین آورده است روی قلب مصطفی، تقریر یعنی فاطمه پاکتر از آیهی تطهیر یعنی فاطمه حق تعالی هر چه گفته در صفات مؤمنات آیه آیه میشود تفسیر، یعنی فاطمه این محمدها علیها، این حسنها یک به یک آینه در آینه تکثیر یعنی فاطمه لا فتی الا علی لا سیف الا فاطمه بین دست مرتضی شمشیر یعنی فاطمه فاتح مستور شبهای شریف قدر اوست در حقیقت معنیه تقدیر یعنی فاطمه پرده را از چهرهی تزویر میاندازد او در زمان فتنهها تدبیر یعنی فاطمه آنکه پای رهبرش مانده مصمم فاطمه است این علی تنها یک عاشق دارد آن هم فاطمه است انبیا را یک به یک بانو ضمانت میکند بر امامان حضرت زهرا امامت میکند نوری از محراب او تا آسمانها میرود تا که او در پیشگاه حق، عبادت میکند ایستادن پای حق، تنها نماد فاطمه است قامتش خم شد ولی باز استقامت فاطمه میکند مو پریشان کرد و مسجد شد مهیای عذاب صبر میخواهد علی، زهرا اطاعت میکند هم تولایش به جا و هم تبرایش به جا خوب دقت کن چگونه او برائت میکند اولین احیاگر امر براعت فاطمه است جبت را طاغوت را، بسیار لعنت میکند با زمین و با زمان میگفت هر دم اینچنین عاد من عاداک مولانا امیرالمؤمنین در کویر تشنگی مانند باران میشود سائلی تا میرسد او روح احسان میشود قصههای چادرش شرح درازی داشته هر که دیده معجزاتش را مسلمان میشود تا که میبیند امامش بی کس و تنها شده میرسد در کوچهها و مرد میدان میشود او دعا کرده برای مردم این آب و خاک او دعا کرده که ایران، مهد شیران میشود عشق او مرزی میان شیعیان نگذاشته غزه تا تهران دم کل شهیدان میشود شکرالله نام نهضتساز زهرا علت ارتباط قلبی ایران و لبنان میشود با برادرهای خود تا به شهادت راهیام باز با فریاد میگویم که حزب اللهیام نسل سلمانیم و سربازان پیکاریم ما چون که یاری خدا با ماست، بسیاریم ما گفته اقایم که با لالایی دشمن نخواب وقت پیکار است پس تا صبح بیداریم ما باز هم صفین اگر شد مالک اشتر میشویم دوش در دوش ولی، مقداد و عماریم ما گرچه ساکت ماندهایم اما به فرمان ولی میثم تمار هستیم و سر داریم ما ما ز نسل فتح مکه نسل فتح خیبریم دشمنان ما بدانند اهل تکراریم ما روزهای سختتر از این فراوان دیدهایم مرد میدان بلا در روز دشواریم ما پای این پرچم دوباره ما تعهد میدهیم دست از دامان رهبر برنمیداریم ما تا که جان داریم در این راه ادامه میدهیم چون که نزدیک است نصرالله، ادامه میدهیم