بانو شب میلاد تو انگار
سیدمهدی میردامادپسندیدن31
بازدید5.2K
بانو شب میلاد تو انگار صحن حرم آیینه بندان بود حال قشنگی داشت گلدسته لبریز از آیات قران بود یادم می اید مادرم می گفت حوض حرم دریاست ساحل باش اینجا که می ایی به رسم عشق پا تا به سر سر تا به پا دل باش اینجا همه مانند آهویند ضامن شدن ارثیست می دانند چشمان مردم غرق امید است وقتی زیارت نامه می خوانند معصومه اختُ الرضا الَمعصوم نَطُلب شَفاعت مِنکِ یا حُورا کَل عُثرتک بالجود معروفین حیدر اَبوکِ اُمکِ الزَهرا هر بار در صحن تو مشهد را از راه خیلی دور میبینم شب هم که باشد شهر را سرشار از نور بیتُ النُّور می بینم گم میشود تنهاییم در شهر وقتی که باشم با تو رو در رو هر بار در ایوان آیینه می بینی ام می بینمت بانو در های ما را مرقدت در قم راهی به سوی مشهد و ری کرد آری برای درکِ خوشبختی باید اِرم را تا حرم طی کرد ***