بانو سلام میکنم اینجا خوش آمدی
امیر برومندپسندیدن6
بازدید3.3K
بانو سلام میکنم اینجا خوش آمدی از خاک سمت عالم بالا خوش آمدی ای تشنهی بهشت به دریا خوش آمدی من زینبم به خانهی مولا خوش آمدی پیداست در نگاهت که با نیّت آمدی باغ بهشت باغچهای در سرای ماست جای گلیم عرش خدا زیر پای ماست رزق تمام شهر فقط از دعای ماست خلق تمام عالم و آدم برای ماست این خانهی بهشتی زهرا و حیدر است اینجا محل وحی شدن بر پیمبر است این خانه را به غیر صفا پر نمیکند دل را به غیر عشق خدا پر نمیکند سجاده را به غیر دعا پر نمیکند هر کس که جای فاطمه را پر نمیکند از بعد مادرم پدر خاک ابوتراب کرده تو را به همسری خویش انتخاب گفته پدر که رو سوی خدا کنیم ما مثل مادر اهل زمین را دعا کنیم با اسم فاطمه همه رفع بلا کنیم زین پس تو را به واژهی مادر صدا کنیم تو آمدی که فاطمه را یاوری کنی در حق ما شکسته دلان مادری کنی قطعاً شنیدهای که پر مادرم شکست شاخه به شاخه برگ و پر مادرم شکست در کنده شد ز جا و سر مادرم شکست از ظلم و کینهها کمر مادرم شکست از آن به بعد بود پرش درد میگرفت میخواست پا شود کمرش درد میگرفت اما نترس شعله به این در نمیزنند دیگر به خانه سرزدهها سر نمیزنند سیلی به روی فاطمه دیگر نمیزنند هرگز تو را مقابل حیدر نمیزنند چشم حسن برادر من خیره بر در است اشک حسین روز و شب از داغ مادر است این حرف آخری از بقیه مهمتر است (پیش حسین دست به پهلوی خود مگیر)۲ یا که به حق فاطمه بازوی خود مگیر در آن شبی که بار سفر بست مادرم من را صدا زد و نفسی گفت دخترم جان تو و حسین گل سرخ بیسرم من مانده بودم و غم و درد برادرم از آن به بعد مادر این سر جدا شدم کمکم فراهم سفر کربلا شدم **** سقای دشت کربلا ابالفضل ابالفضل ابالفضل دستت شده از تن جدا ابالفضل ابالفضل ابالفضل