بالاتری ز مدح و ثنا ایهاالنقی
میثم مطیعیپسندیدن4
بازدید1000+
(بالاتری ز مدح و ثنا أیها النقی) 2 (ابن الرضای دوم ما أیها النقی) 2 با حبّ تو عبادت ما عین بندگیست (هادی آل فاطمه یا أیها النقی) 2 دارم ولیشناسی خود را ز نور تو مولای من، ولی خدا أیها النقی با آن نقاوت نقوی یک نگاه کن پاکیزه کن وجود مرا أیها النقی با صد امید همچو گدایان سامرا پر میکشیم سوی شما أیها النقی بخشندهتر ز حاتم طائی تویی، تویی مسکینترم ز هرچه گدا أیها النقی من هرچه خواستم تو عنایت نمودهای یک حاجتم نگشته روا أیها النقی گردد جوانیام همه ترویج مکتبت جانم شود فدای تو یا أیها النقی باید برای غربت تو بیامان گریست با نالههاي حضرت صاحب زمان گریست شرمنده از قدوم تو چشمان جاده بود دشمن سواره آمد و پایت پیاده بود آن ناخن شکسته و آن کاروانسرا توهین به ساحت تو برایش چه ساده بود بارانی است از غم تو چشم سامرا با دیدن تو اشک مَلَک بیاراده بود وقتی که آسمان ز غمت سینهچاک شد دیدی که عرش سر روی زانو نهاده بود زهر ستم چه با جگر پاره پاره کرد دیگر نفس، نفس، به شماره فتاده بود شُکر خدا که دشمن تو خیزران نداشت هر چند دل، شکسته از آن بزم باده بود آقا بیا و با دل غرق به خون بخوان از آن سهساله که پدر از دست داده بود جانش رسید بر لبش از ضربههای چوب وقتی کنار طشت طلا ایستاده بود