بالاتر از اینهاست لوایی که تو داری
حسن حسینخانیپسندیدن4
بازدید6K
بالاتر از اینهاست لوایی که تو داری خورشید دمیده ز عبایی که تو داری از بنده نوازی و عطایی که تو داری آقای جهان است گدایی که تو داری ما عبد بخیلیم و شما ابر سخایی محبوب شده از کرمت شغل گدایی چون جامه که بر قامت زیبا بنشیند مهر تو به دلهای مصفا بنشیند هر کس به دلش مهر تو آقا بنشیند مهرش به دل حضرت زهرا بنشیند **** لطف خود زهراست که ما اهل یقینیم آن روز دعا کرده که امروز چنینیم بیراهه نرفتیم اگر هادی ما اوست ذکر ولی الله همان جلوهی یاهوست چون شیشهی عطری که به یک واسطه خوشبوست در چنتهی ما نیست به جز مرحمت دوست تو هادی مایی و جهان بی تو سراب است اوصاف تو در آیهی تطهیر کتاب است تو عشق مدامی و دمت مستی ناب است جای ولی الله کجا بزم شراب است؟ --- آقا اگر چه سینهات از غم کباب بود آقا اگر چه چشم شما پر ز آب بود بردند اهل سامره فیض از دعای تو اما همیشه خوبی تو بیجواب بود حیف از دعای جامعهات که غریب ماند هر خط آن برابر با صد کتاب بود آن لحظهای که پای برهنه دواندنت آقا گمان کنم که به دستت طناب بود پای برهنه بردنِ تو جای خود ولی سنگینتر از غمت می و بزم شراب بود بزم شراب بردن تو تشت زر نداشت با این وجود حال تو خیلی خراب بود در مجلسی که رأس امام و شراب بود در اوج غصه لحظهی مرگ رباب بود **** یا علی یا علی بهارم باش وقت جان دادنم کنارم باش چنان مخلصانه کرم میکنی که حتی نمیگذاری رد پا بیا با پر و بال کروبیان بزن وصله این جیوهی پاره را بزن بیل خود را بر این سرزمین بزن تا که باشم درخت شما اگر آن طرافها مرا راه نیست شما لااقل این طرفها بیا **** هادی اگر تویی که کسی گم نمیشود