بالا گرفته کارم که یاوری ندارم
حاج حسین سازورپسندیدن10
بازدید1.7K
بالا گرفته کارم که یاوری ندارم هی گریه پشت گریه سر رو دیوار میذارم همه رفتند تنها موندم میان غمها کوفه نیایی آقا حسین جان نیا که حرف غارت افتاده و جسارت زینب میره اسارت حسین جان همه حرفا فریبه، همه قولا دروغه بازار نیزه سازا تو این روزا شلوغه (میا کوفه حسین جان) اسباب قتل مهمان آماده شد به قرآن میگم با اشک چشمم کوفه میا حسین جان میبینم بین گودال جسم تو میشه پا مال زینب که رفته از حال حسین جان میبینم که سه ساله میباره غرق ناله از درد گوش و خلخال حسین جان ببین حالم خرابه تو کوفه قحط آبه تموم اضطرابم برا طفل ربابه (میا کوفه حسین جان) کوفه میا حسین جان کوفه وفا ندارد کوفی بی مروّت شرم و حیا ندارد حسین.... ****** کاش میشد مینوشتم با علی اصغر نیا داغ شش ماهه بُوَد دشوار اَبکی لِلحسین ترس آن دارم که اینجا پای زینب وا شود کنج زندان و سر بازار اَبکی لِلحسین