باغ را آتش كشيدند و گل و گلزار سوخت
سایر ذاکرینپسندیدن1
بازدید1.5K
باغ را آتش كشيدند و گل و گلزار سوخت ياس در پشت در اما با در و ديوار سوخت گرچه آتش بر نبي و آل او باشد حرام سينه ی گل از فشار تيزي مسمار سوخت چهرهاي را كه خدا هم از محبت دوست داشت شد كبود از ضربه ي سيلي و آتش وار سوخت باغبان در باغ بود اما دو دستش بسته بود پيش چشمان تر او دلبر و دلدار سوخت آنكه گلبرگ شقايق بر رخش جا ميگذاشت بهر ياري كردن مولاي خود خونبار سوخت گل كجا و تازيانه، سيلي و ضرب لگد در ميان حسرت و غم مادر احرار سوخت