بازهم آب بهانه شد و یادت کردم
حاج مهدی سلحشورپسندیدن5
بازدید300+
(باز هم آب بهانه شد و یادت کردم)۲ یادت افتادم و با گریه عبادت کردم (اشکها ریختم و غسل شهادت کردم) ۲ (روضهخوانت شدم و عرض ارادت کردم) ۲ (تا بیفتد به من آن گوشهنگاهت، آنگاه) ۲ (هر که دارد هوس کربوبلا بِسمِالله) ۲ (حرفی از کربوبلا شد که دلم میلرزد) ۲ چشمم از اشک پُر و عکس حرم میلرزد (باز هم مرثیه در دست قلم میلرزد)۲ (کوه هم شانهاش از وسعت غم میلرزد) ۲ (وقت پرواز شد و باز شنیدم در راه)۲ (هر که دارد هوس کربوبلا بِسمِالله) ۲ (کاروان رفت و زمان از سفرت جا میماند) ۲ آسمان خیره به چشمان ترت جا میماند شهر از فیض نماز سحرت جا میماند (کعبه از گردش بر دور سرت جا میماند) ۲ (و تو گفتی که شده راه سعادت کوتاه) ۲ (هر که دارد هوس کربوبلا بِسمِالله) ۲