باز کن در به روی سائل هجران دیده
سید مجید بنی فاطمهپسندیدن23
بازدید1.1K
باز کن در به روی سائلِ هجران دیده این منم بندهی آلودهی خُسران دیده پاک کن اشکِ مرا و بغلم کن یا رب عَبدِ سرخورده محبت ز کریمان دیده دستم از دست تو وا شد که چنین گم شدهام آنقدر حادثه این کودکِ گریان دیده نفسِ سرکش چه بلایی که نیاورده سرم چه کسی مثل من اینگونه پشیمان دیده چشمپوشی ز خطا مَسلَکِ اهلِ کَرَم است هرچه بد کرده گدا باز هم احسان دیده غرقِ عصیان شده بودیم که زهرا آمد شیعه از چادر او خیر فراوان دیده گرچه گیریم رضا ضامن ما خواهد شد لطفها نوکر از آقای خراسان دیده زیر و رو کن دلِ آلودهی ما را به علی ذکرِ او را لب ما آیهی قرآن دیده پای ما را بکشانید به درگاهِ نجف این گدا بندگیاش را دَمِ ایوان دیده لحدِ آخر ما دست امیر نجف است دفن ما را خودِ شاهنشهِ خوبان دیده بیقراریم، به ما رزق حرم را بدهید نوکرش هرچه که دیده است ز هجران دیده آب میخواست، که شمر آمد و او را چرخاند خنجری را لبِ پاخوردهی عطشان دیده کهنه پیراهن او دست حرامی افتاد خواهری جسم پُر از نیزهیِ عریان دیده **** آخ یا رب نصیب هیچ غریبی دگر مکن دردی که گیسوان حسن را سپید کرد با صد امید حامی مادر شدهام ولی سیلیزنی امید مرا نا امید کرد