باز وقت مستی چشمان بیدار من است
سیدرضا نریمانیپسندیدن6
بازدید2.2K
باز وقت مستی چشمان بیدار من است باز این شبها خدا مشتاق دیدار من است طعنهها خوردم ولی تا آمدم فریاد زد: به کسی ربطی ندارد، این گنهکارِ من است آب شد دیگر یخِ عمرم، کسی کاری نکرد ای بنازم رحمتش را او خریدار من است یک الهی گفتم و یک عمر تحویلم گرفت این هزاران بار غفران جای یک بار من است ربّ شهرالله اکبر! ! عبد عاصی آمده سائل این آستان دست گرفتار من است به علی گرم است پشتم، یاعلی و یاعظیم آبرویم تا ابد آقای کرّار من است ****** بيا نگار آشنا شب غمم سحر نما مرا به نوكریِ خود شها تو مفتخر نما ای گل وفا حسين معدن سخا حسين میكشی مرا حسين میكشی مرا حسين ******