نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

باز افتاده رو خاک، یک جسم نیمه.جون باز یک روضهی تلخ، باز داغ یه جوون سخته داغ جوون، داغ ابنالرضا روضههاش میبَره دل رو تا کربلا بازم خدا رو شکر بالاسرش بابا نبود اعضای تنش اِرباًاربا نبود این روضه هم سخته ولی مثل مصیبت عاشورا نبود بازم خدا رو شکر عمه نبود، بابا ندید جسمش رو هیشکی پخشِ صحرا ندید مثل علیاکبر نشد قطعهقطعه تنش رو لیلا ندید شهزاده رو زدن جلوی چشم شاه لا یوم کیومک یا اباعبدلله داره ابنالرضا تشنه جون میکنه هی میگه العطش، دست و پا میزنه اون که جسمش یه روز مونده رو پشتبام دفنش کردند ولی مردم بااحترام بازم خدا رو شکر نیزه نبود یا سنگ و تیر جسمش کفن نشد بین یک حصیر ابنالرضا مظلومه و مظلومتر اون که شد تو گودال اسیر بازم خدا رو شکر مَرکب نرفت از رو تنش غارت نشد توی مقتل پیرهنش ذبح عظیم یعنی حسین تو قتلگاه به قتلِ صبر کشتنش رگهای حنجرش شد بلند و کوتاه لا یوم کیومک یا اباعبدلله باز دارند به امام میخندند با صدا لعنت به اُمُّ فضل، وای از رقاصهها گفتم رقاصه و بازم خیسه چشام از این حُجره دلم رفته بازار شام بازم خدا رو شکر دستش نبود بین طناب ناموسشو نبردن بَزم شراب کاخ یزید، طشتِ طلا وای از دل سکینه، وای از رباب بازم خدا رو شکر عمهاش که با دشنام نرفت بیبی معصومه تو شهر شام نرفت کاشکی میگفت تاریخمون: زینب هم تو ملأعام نرفت بازار و ازدحام زینب و اشک و آه لا یوم کیومک یا اباعبدلله
هنوز نظری ثبت نشده