باز تو میدون اومده زلزله میلرزه
مهدی رعناییپسندیدن4
بازدید75
باز تو میدون اومده زلزله میلرزه عزرائیل ماتِ ابوفاضله میلرزه وقتی تو معرکه ابرو میکِشه دَر هَم چار ستونِ بدنِ حرمله میلرزه اباالفضل رسید و صفِ دشمن رو به هم زد برای بچههای زنِ فتنه جمل رو توی کربلا رقم زد دیگه میدون دستِ شیرِ دلاور میافته که به زحمت عزرائیل دو برابر میافته روی خاکا پشتِ هم تنِ بیسَر میافته دیگه حالا که فشارِ یه لشکر میافته (ابوفاضل، ابوفاضل...) ****** این رجزهای نفس گیرِ ابالفضله رعد و برقه یا که شمشیرِ ابالفضله جنگِ صفین و سیزده سالشه اما اون که تو دلِ خطر میره ابالفضله اباالفضل اومد نسخهی صفین رو بپیچه زمین دو نیمه میشه با یه ضربهاش ابو شَعسام و بچههاش که هیچه تا به عباس چشمِ مالک اشتر میافته روی خاک از هیبت یَلِ خیبر میافته مگه دشمن نمیدونه با کی در میافته روی خاکا جسدِ همه پرپر میافته (ابوفاضل، ابوفاضل...)