باز این چه شورش است که در خلق عالم است
حسین ایزدخواهپسندیدن23
بازدید1.3K
باز این چه شورش است که در خَلق عالم است باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است یا حسین... **** حیّ علی البُکاء، حَیّ علی العزا اومد بازم دوباره ماه ماتمت باز مُحرّم رسید زهرا ما رو خرید میزنیم سینه باز به زیر پرچمت نوحوا نوحوا غم داره عرش کبریا نوحوا نوحوا صاحبعزا شده خدا نوحوا نوحوا بر سر جدای کربلا اشکِ صاحبزمان بیامونه این شبها فاطمه روضهخونه حسین وای، وای... **** واسه اربابِ غریبم خبر از کوفه رسید و گریون شد تا که آقا داغ مسلم رو شنید و با گریه آقامون غریبونه کنار خیمهها خمیده اومد ارباب دَمِ خیمه حمیده دختر مسلمو با گریه صدا زد با گریه بهش گفت دیگه یتیم شده به دستای یه عدّه نامرد اشکاتو پاک کن منو نیگا کن از این به بعد خودم میشم بابات عزیزم مثل رقیهم عزیزی واسم شبا خودم قصّه میگم برات عزیزم غریبم ارباب حسین حسین حسین...