باز این چه شورش است
سید جواد ذاکرپسندیدن11
بازدید300+
باز این چه شورش است که در خلق عالم است باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است همه هستیام حسینه می و مستیام حسینه نفس نفس زدن من به عشق روی حسین تپش تپش توی قلبم به گفتگوی حسین همه عمر برندارم سر از این خمار مستی دلم به عشق یارم، گرفته حال و هوایی نوشته روی قلبم به خط کربوبلایی همه هستیام حسینه می و مستیام حسینه تو را تو را میخوانم به شادمانی و غم که میکشاند هر سو دل مرا این پرچم گره خوردهی حسینم، کشته مردهی حسینم اگر خدا ناکرده ز راه تو برگردم سزای سب و لعنم یزیدیام نامردم به عشق تو در سجده یا رب یا رب گویم یعنی که بر خاکت ثنای زینب گویم گره خوردهی حسینم، کشته مردهی حسینم حسین عزیز زهرا بلای تو بر جانم تمام هست خود را دور سرت گردانم همه هستیام فدایت، من بمیرم از برایت به دیدن شش گوشه شکسته پر میآیم اگر سرم را خواهی بدون سر میآیم کربلا قبلهی دلهاست دیدنش آرزوی ماست چو لالهی صد چاکم فدای کوی حسین همه وجودم نذر یه تار موی حسین برگ و بارم از حسینه، هرچی دارم از حسینه برگ و بارم از حسینه اعتبارم از حسینه من آن غلام پستم، که رنگ و بویم دادی مرا ز خود دانستی تو آبرویم دادی کعبهام خال حسینه، زندگیم مال حسینه دل و دلبرم حسینه، می و ساغرم حسینه همهی عالم بدونه تاج سرم حسینه بیا کنیم سقایی به یاد مشک اباالفضل از علقمه میآید بوی اشک اباالفضل ****** از آب هم مضایقه کردند کوفیان خوش داشتند حرمت مهمان کربلا بودند دیو و دد همه سیراب و میمکید خاتم ز قحط آب سلیمان کربلا