باز آمدم كه درد دلم را دوا كنی
حاج محمدرضا طاهریپسندیدن1
بازدید2K
باز آمدم كه درد دلم را دوا كنی تا بلكه بیشتر مرا مبتلا كنی باز آمدم كه با تو كمی درد دل كنم شاید مرا ز بغض گلویم رها كنی سخت است بی تو خواندن این روضه ها بیا تا با زبان خود سر این روضه وا كنی فصل عزای مادرت آمد شتاب كن باید بیایی و طلب خون بها كنی زهرا كه رفت هم نفس چاه شد علی تا دق نكرده است تو باید دعا كنی آقا مدینه مجلس گریه به پا نكن باید وگرنه گریه ی خود بی صدا كنی یعنی شبیه فاطمه مجبور می شوی بیرون شهر كلبه ی احزان به پا كنی