بارون اشکامو این نامۀ غریب میفهمه
جواد مقدمپسندیدن6
بازدید1.9K
بارون اشکامو، این نامۀ غریب میفهمه تموم دردامو، تنها فقط حبیب میفهمه بغض صدای من، کوفه نیا هنوز بیرحمه بپوشون اصغرو، این باد سردو سوز بیرحمه اینجا غریبو بیکسم، اینجا نیا دلواپسم، واویلا خوابت رو میبینم شبا، افتاده از دوشت عبا، واویلا عمامه نیست روی سرت، داره میبینه خواهرت، واویلا حلقه زنند دورو برت، پیش نگاه مادرت، واویلا آهو واویلا، آهو واویلا، آهو واویلا، آهو واویلا اینجا نمیتونم، تکیه کنم حتی به دیوار من خوب میدونم، سر نیزه مخفیه تو نیزار درها به روم بستس، حتی حسین دروازهرو بستن قول شرف دادن، خولیو شمرو زّر، همدستن دریای اشکه صورتم، داره میجوشه غیرتم، واویلا میسوزه قلبم بیقرار، ناموستو دیگه نیار، واویلا حرفش درسته خواهرت، رو نیزهها میره سرت، واویلا میمونه رو خاکا سرت، دعوا سر پیراهنت، واویلا آهو واویلا، آهو واویلا، آهو واویلا، آهو واویلا بیتاب بیتابم، غربت داره جونم رو میگیره چشمامو روشن کن، خسته شدم از این شب تیره کاشکی نیای کوفه، کاشکی یه طوری شه که برگردی مدینه میموندی، اصلا چرا قصد سفر کردی دیگه نموند آرامشی، اینا میخوان تنها بشی، واویلا دورت کنند از خیمهگاه، نزدیک شی به قتلگاه، واویلا کاری کنن پّرپّر بشی، زخمیو زخمیتر بشی، واویلا چیزی نمونده جون تو، میخوان بریزن خونتو، واویلا آهو واویلا، آهو واویلا، آهو واویلا، آهو واویلا ***