بارون اشک زینب به خاطر بارونه تیره
سید مجید بنی فاطمهپسندیدن4
بازدید1.9K
(بارون اشکِ زینب بخاطر بارونِ تیره)۲ میگه برادر ای وای! الهی خواهرت بمیره بارون اشکِ زینب بخاطر بارونِ تیره میگه برادر ای وای! الهی خواهرت بمیره (شنیده ولی ندیده باز آتیشِ افروخته شده شنیده ولی ندیده که تن و کفن دوخته شده)۲ (داداشم تنها بوده! بعدِ رفتن هم تنهاس! داره میمیره زینب، داره میلرزه عباس)۲ بارون اشکِ زینب بخاطر بارونِ تیره میگه برادر ای وای! الهی خواهرت بمیره (شنیده ولی ندیده باز آتیشِ افروخته شده شنیده ولی ندیده که تن و کفن دوخته شده)۲ (داداشم تنها بوده! بعدِ رفتن هم تنهاس! داره میمیره زینب، داره میلرزه عباس)۴ بارون اشکِ زینب بخاطر بارونِ تیره میگه برادر ای وای! الهی خواهرت بمیره (شنیده ولی ندیده باز آتیشِ افروخته شده)۲ شنیده ولی ندیده که تن و کفن دوخته شده (داداشم تنها بوده! بعدِ رفتن هم تنهاس! داره میمیره زینب، داره میلرزه عباس)۲ حسن! حسن! حسن! حسن! حسن! حسن! کوچهی بنیهاشم سیاهپوشِ مردِ کریمه ناله میزنه قاسم، که تازه فهمیده یتیمه بریدم دَمی که دیدم، شده چشام مبهوتِ حسن شکستم تاکه نشستم، بهکنارِ تابوت حسن (آه و واویلا امشب روی لبها یا زهرا)۲ داره میمیره زینب، داره میلرزه عباس (داداشم تنها بوده! بعدِ رفتن هم تنهاس! داره میمیره زینب، داره میلرزه عباس)۲ (فدای اونی هستم که بوریا براش کفن شد تنی که توی گودال، شبیهِ تابوتِ حسن شد)۲ بمیرم برا تو آقا، میریزه سرت دشمنِ تو بمیرم برا تو آقا، نمیمونه پیراهنِ تو (چی دیده زینب ای وای! که داره میره از حال)۲ یکی افتاده رو یال یکی میره تو گودال داداشم تنها بوده! بعدِ رفتن هم تنهاس! داره میمیره زینب