بابایی دیگه خستهام از زمونه کجایی
حسین عینی فردپسندیدن38
بازدید12.3K
بابایی دیگه خستهام از زمونه کجایی؟ میلرزه تنم تا میادش صدایی کبودیِ گونهم داره ماجرایی میبینی رسیده کجا دیگه کارم به جز مرگ دیگه آرزویی ندارم به جای عموم حرمله هست کنارم بابایی چقدر سخت گذشت بعد تو روزگارم بابایی نمیبینه جایی رو چشمای تارم بابایی شبا تا صبح از درد پهلو بیدارم میبینی که غم توی قلبم نشسته میبینی منو با دو دستای بسته سر من شبیه سر تو شکسته نبودی ببینی منو که چه زجری کشیدم نبودی ببینی منو روی خارا دویدم نبودی ببینی که بزم حرومی رو دیدم شبیه یه ماهی شدم توی قلّاب میبینی که از دوریِ تو شدم آب نیومد به چشمای من بعد تو خواب