بابای مهربانم
حسین طاهریپسندیدن18
بازدید1K
ساده بگویم امروز بی عذر و بی بهانه ما را اسیر کرده سختی این زمانه من خسته از گناهم خسته از اشتباهم مانند کودکی که گم کرده راه خانه بابای مهربانم از آن زمان که رفتی حظی نبردهایم از دنیای کودکانه آنها که زنده بودند در انتظار وصلت از هجر و دوری تو مردند دانه دانه