بابای من رو از قفا
حاج محمود کریمیپسندیدن19
بازدید2.7K
بابای من رو از قَفا با دِشنه کشتن بابای من رو با لَبای تشنه کشتن با تیغ و نیزه جِسمشو صد چاک کردن صحرا نشینا پیکرش رو خاک کردن جای یه خنجر رو حنجرش بود جای هزاران زخم روی پیکرش بود هم خواهرش بود هم مادرش بود چشم یه ملعونی پیِ انگشترش بود لعنت به اونکه پیکرش رو زیر و رو کرد توی رَگای حنجرش خنجر فرو کرد لعنت به اون خولی که دنبال سرش بود با ساربانی که پی انگشترش بود لعنت به اونکه بی حربه میزد با هرچی داشتش توی دستش ضربه میزد لعنت به اونکه با سنگ میزد اونی که داشت پیراهنش رو چنگ میزد