دیگه ندارم من به زندگی مِیلی
محمد کمیلپسندیدن19
بازدید8.7K
بابا حسین... دیگه ندارم من به زندگی مِیلی عمّه نگاهم کن عوض شدم خیلی بابا به موهای دخترش حسّاسه الان میاد اینجا منو نمیشناسه! سخته برام، عمّه من آغوش بابامو میخوام سه سالمه نمیتونم دو قدم راه بیام عمّه ببخش گردن تو بوده زحمتای من یه ماهه که خیلی تازیانه خوردی جای من عمر کمه ولی حرف زیاد، عمّه الان بابام میاد بیا ببین موهام شونه میخواد، عمّه الان بابام میاد بابا حسین... سلام باباجونم چشم و دلم روشن نمیگی یک ماهه رفتی میمیرم من؟ اینی که میبینی، خستهتر از اینم زخمه لبات یا من درست نمیبینم؟ آدمِ بد انقدَر به لب و دندون تو زد یه کاری کرد که صدای خیزرونم دراومد تو با سرِ زخمی هم باشی پدرجانِ منی دیدی بابا تو فقط قاری قرآن منی بابا حسین... تو مجلسش شکست دلِ حرم، من از یزید نمیگذرم به خاطر غرور خواهرم، من از یزید نمیگذرم من از یزید نمیگذرم... بابا حسین...