بابا جون شیر خوارهتم
حاج سعید حدادیانپسندیدن0
بازدید400+
بابا جون شیر خوارهتم به عشق مولا اسیره الهی که اصغرت برای غریبیت بمیره نمیتونم ببینم امیر لشکر نداریم توی این دشت بلا یهدونه یاور نداریم دل و دلبر نداریم، سرو و صنوبر نداریم قول و جعفر نداریم، قاسم و اکبر نداریم بابا جون بگو به من چرا شکسته پیشونیت بابا جون بگو به من رسیده وقت قربونیت بابا جون منم دلم تنگ برای فاطمه پیچیده تو کربلا شور و نوای فاطمه یه صدای آشنا میریه از آسمونا گمونم یه شیش ماهه همش به من میگه بیا گل نازم لاییلایی پسرم با نیگات آتیش نزن بر جیگرم اونیکه تشنههارو آب میداده حالا دستاش توی صحرا افتاده علی لایلای، علی لایلای، علی جان.. بچهها دست بابا خونی شده