با یاد خاطراتت
حاج محمدرضا طاهریپسندیدن26
بازدید1.8K
با یاد خاطراتت زهرا ببین کنار مزار تو نشستم این کار روزگارِتو پر شکسته بودی من دل شکسته گشتم تو رفتی و دلتنگ گریههاتم همیشه غصّهدار اون آخرین نگاتم تو رفتی و قرآن میخونم هرشب بیچاره کرده من رو زمزمههای زینب مادر مادر ای مادر جوونم جوون قد کمونم نیستی تا که ببینی یه در نیمه سوخته همش جلو چشامِ خیلی عداب کشیدی اون روزی که میبردن علی رو بی عمامه تو شعلهها به من نگاه میکردی ولی همش فضّه رو چرا صدا میکردی شرمندم که میونِ داد و فریاد حسن میگفت بابا جون در روی مادر افتاد مادر مادر ای مادر جوونم جوون قد کمونم هنوز دلم برای دفن تو ای عزیزم ولی دلها بسوزه برا دفن حسن که سری به تن نداره میگم باید دل امام سجّاد اون وقتی که چشاش به گلوی پاره افتاد رو خاک میذاشت یکی یکی رگا رو تلقین میداد به زحمت بیسر کربلا رو ای تشنه لب مظلوم ای حسین جان غریب ای حسین جان