با کسی درد دل نکردم، به کسی غمهامو نگفتم
حنیف طاهریپسندیدن4
بازدید100+
با کسی درد دل نکردم به کسی غمهامو نگفتم به خدا که لحظه لحظه لحظه یاد داغ مادرم میفتم هنوز توو گوشمِ، صدای گریههاش از بس که گریه کرد، گرفته بود صداش آتیشم زده تا الآن گریههای بیت الاحزان چهل ساله بعد مادر چشم به راه مرگم الآن (ای وای مادر۴)۳ روز من مثل شب سیاهه هر شب من پر از عذابه از روزی که راهمونو بستن سقف دنیا رو سرم خرابه کوچه رو دیدم و رنگ از رخم پرید با ضربه ای که زد شد موی من سفید بعد کوچه غصّه خوردم باید همون جا میمردم غم همینِ که به سختی مادرو تا خونه بردم (ای وای مادر۴)۲