با چه رویی عیادت آمده است
حاج منصور ارضیپسندیدن5
بازدید200+
با چه رویی عیادت آمده است اینکه با پا لگد به در کوبید به در آنقدر ضربه محکم زد نفسم بین سینهام پیچید کوچه را میبرم مگر از یاد ظالمی سد راه میدیدم به رخم بعد از آنکه سیلی زد همهجا را سیاه میدیدم یا رب از هر که بگذرم، هرگز از یکی تا ابد نمیگذرم کسی که دو ماه باز شد رو بگیرم ز شوهر و پسرم رسم اهل مدینه این باشد به ملاقات هرکه میآید مرد همسایه میزند اما زن همسایه عذر میخواهد دیدم از چشم هر یک از زنها اشک خجلت مدام میریزد با هم از در نرفته میگفتند او محال است زنده برخیزد من همیشه دعایشان کردم ولی آنان به مرگ من راضی روز محشر که میشود خدا میشود بین ما قاضی