با رفتنت قاسم عمو
جواد مقدمپسندیدن14
بازدید3.5K
با رفتنت قاسم عمو، دل از دل ما میبری با این حمایلی که بستی، یه لشکری تک نفری ببین که انداختیم عمو عجب توی دردسری آه برو ببر دل ماه و زحل رو برو و حمله کن بخون غزل رو برو تا ببینن واژهی یَل رو برو نشون بده حرف تا عمل رو برو و زنده کن اسم جَمل رو برو بچش عمو طعم عسل رو وای عمو، وای عمو ... ***** افتادم از پشت فرس، سینه و دندههام شکست عمو به فریادم برس، نیزه به پهلوهام نشست افتاده کاکُلم تو دست شمر و سنان و خولیِ پست آه سرمو میبَرن اگه برسی دیر پُره زخمه تنم زِ ضربِ شمشیر منو هم میکُشن با نیزه و تیر بهم میخندیدن با حالت تحقیر بهم سنگ میزدن با ذکر و تکبیر عمو لعنت به این بدیِ تقدیر وای عمو، وای عمو ... ***** میون سنگ و نیزهها، زدم عمو تورو صدا تموم دندههام شده، عمو زِ هم جداجدا گرفته بوی فاطمه، تموم خاک کربلا آه بیا ببین عمو سرمو شکستن پیش چشم همه پرمو شکستن به خدا حُرمت حرمو شکستن شبیه کوچه شد روضهی من هم نَه مادر که کتک میخورد حسن هم حتی یه سیلی خورد به بیکفن هم وای عمو، وای عمو ... ***** گفته بودی که طبیب دل بیمارانی پس طبیب دل من باش که بیمار توام