با بد و خوب زندگی میشه ساخت
مهدی رسولیپسندیدن70
بازدید2.6K
با بد و خوب زندگی میشه ساخت باخته اونی که مکتبت رو نشناخت من اعتقادم به تو کم نمیشه همین منو به روضه گردی انداخت همش از کتیبههات نور میگیرم اسم تو میاد شور میگیرم اونی که به من نشون میده راهو از بیراهه روضههای ابی عبداللهه داره با تو میگذره روزای سالَم خیلی خوشحالم خیلی خوشحالم تو امام حسینی و من به تو میبالم خیلی خوشحالم خیلی خوشحالم گاهی پریشونیم و گاهی خندون بالا و پایین داره زندگیمون اما همیشه با غم تو شادیم نمیشیم از با تو بودن پشیمون خدا واسمون تو رو نگهداره کوچیک و بزرگ دوسِت داره خوش به حال من نوشته تو نامهی اعمالم گریه کنِ روضهی گودالم حسین جانم غریب عراقی حرارت قلب منی حبیب عراقی غریب عراقی بوی پیرهن تو بوی سیب عراقی طبیب عراقی تشنه بودی لب خشک تو شبیه چوب شد غروب شد همه گفتن سنان آب ندادی زدی نیزه خوب شد غروب شد جای تیر حرمله رو سینهات عمیق بود دقیق بود بعد پیراهن تو گریه سر عقیق بود به فدای خواهری که بهترین رفیق بود دور من سر نیزه دور تو نیزه دار بود غبار بود همه میرفتن و شمر اما موندگار بود غبار بود دور خیمهها علیکُنّ بالفَرار بود غبار بود خواهرت پیاده بود و خولی سوار بود غبار بود حسین