نصب اپلیکیشن نوا
تصویر محمدحسین حدادیان - اینکه توی طشت خون نیست دردامه

اینکه توی طشت خون نیست دردامه

[ محمدحسین حدادیان ]
اینکه توی طشته خون نیست دردامه
خاطراتی که یه عمره همرامه
مگه یادم میره اون روز تو کوچه
که هنوزم روبه‌روی چشمامه

هنوز
مادرم بین در و دیواره
خون مادرم روی مسماره
یادمه پیدا نشد گوشواره

هنوز 
جلو چشمامه چجوری غش کرد
با لگد میزد به پهلوش نامرد
بابام هی می‌گفت عزیزم برگرد

یه جوری زدن که گوشواره شکست 
بمیرم من 
مادرم رو خاکای کوچه نشست 
بمیرم من

حسن وای وای...

برا دردای من این طشت درمونه
حتی یاوری ندارم تو خونه
نذاری ببینه زینب این طشتو
نمی‌تونم که ببینم گریونه

حسین 
یه روزی طشت طلا می‌بینه
پیکرت رو زیر پا می‌بینه
سرتو رو نیزه‌ها می‌بینه

حسین 
دم آخری که میری از حال
میاد عبدالله بجام تو گودال
تا بشه تن تو کمتر پامال

یه کفن مونده برای مجتبی 
بمیرم من
کفن حسین میشه بوریا 
بمیرم من

حسین وای وای...

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد

  • مداحی
  • منبر
  • قرآن
  • ذاکران
  • پروفایل