اینک برو که در دل تنگت قرار نیست
سیدمهدی میردامادپسندیدن4
بازدید1.4K
اینک برو که در دل تنگت قرار نیست خورشید همچنان که تویی آشکار نیست راهی برای لشکر شب جز فرار نیست پس چیست ابروانت اگر ذوالفقار نیست بغض عمو درون گلو بی صدا شکست باران سنگ بود و سبو بی صدا شکست او سنگ خورد اما عمو بی صدا شکست در ازدحام هلهله او بی صدا شکست ***