اینجا چه خبره غوغای محشره
حاج محمدرضا طاهریپسندیدن2
بازدید97
اینجا چه خبره غوغای محشره کی پشت این دره انگار که مادره فضه برو ببین اونیکه خورد زمین هستی حیدره، انگار که مادره آتیش گرفته مادرم جلو چشم بابای خونه آتیش بهجای مادرم بابامو بیشتر میسوزونه چهل نفر به یک نفر این آخه رسم روزگاره؟ رد شدن و کسی نگفت شاید که بار شیشه داره (ای مادر، بمیرم برات) از زیر دست و پا رفت توی کوچهها بابا رو زد صدا مادر با وفا دوید پی علی، میزدنش ولی یه عده بیحیا مادر با وفا پهلوش چی شد، بازوش چی شد هیچ حرفی به بابام نگفته صد دفعه افتاد رو زمین تا که یه بار علی نیفته یکی با تازیونه و یکی توی دستش غلافه قنفذ نامرد دیگه از دادن مالیات معافه (ای مادر، بمیرم برات)