اینجا كه زخم از در هر خانه می زنند
حاج محمدرضا طاهریپسندیدن0
بازدید1.2K
اینجا كه زخم از در هر خانه می زنند اینجا كه بند بر پرِ پروانه می زنند خون می چكد ز گوشه ی چشمان خاكی ام وقتی كه پلك های غریبانه می زنند با گوشواره های خودم، ناز می كنند این دختران، كه سنگ به ویرانه می زنند مویی نمانده تا كه ببافی، هزار شكر مویی نمانده، باز چرا شانه می زنند دستی بكش به زبری رویم كه حق دهی نامردهای شام چه مردانه می زنند دستم برای لمس لبت هم تكان نخورد از بس كه تازیانه بر این شانه می زنند حتما عمو نبود كه با گریه عمه گفت دارند حرف تو در خانه می زنند سنگین شده است گوشم و و بهتركه نشنوم حالا كه روی قیمت تو چانه می زنند