اینجا بهانه های زدن جور می شود
سیدمهدی میردامادپسندیدن4
بازدید1.9K
اینجا بهانه های زدن جور می شود كافی است زیر لب پدرت را صدا كنی كافی است یك دوبار بگویی گرسنه ای یا ناله ای به خاطر زنجیر پا كنی اصلا نه، بی بهانه زدن عادت همه است حرف گرسنگی نزده، باز هم زدند دیدم كه بر لبان تو می خورد پشت هم چوب تری كه قبل لبت بر سرم زدند آنقدر پیش طفل تو خیرات داده اند نان های خشك خانه ی شان هم تمام شد امروز هم به نیت تفریح آمدند عمه كجاست چادر من، ازدحام شد