این همه دردلم چشم تری میخواهد
سید مجید بنی فاطمهپسندیدن5
بازدید2.3K
این همه درد دلم چشم تری میخواهد آتش سینهام امشب جگری میخواهد قصههای شب یلدای فراق من و تو تا که پایان بپذیرد سحری میخواهد باز خاکسترم از شوق تو پروانه شده شمع من شعله تو بال و پری میخواهد مگر احوال دلم با تو به سامان برسد سینه آرام ندارد که سری میخواهد دخترت را چه شد اینبار نبردی بابا؟ هر سفر قاعدتاً همسفری میخواهد حال من حال یتیمی است که هر شب تا صبح دامن عمه گرفته پدری میخواهد خون پیشانی تو آتش این دل شده است لاله تا داغ ببیند شرری میخواهد نکند باز هم این زخم دهن باز کند لب تو بوسهی آهسته تری میخواهد چادرم سوخته فکر کفنم باش پدر قامتم پوشش نوع دگری میخواهد این شب آخری ای کاش عمو پیشم بود شام تاریک خرابه قمری میخواهد ************