نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

این همه از غصه برات مُردم یه بار صدام کن از خوشی بمیرم یعنی میشه به جای عکس ضریح این دفعه دستاتو بغل بگیرم آبروی بیآبروها آرزو کردم تو رو توی شب آرزوها آرزوی اُمُّ المصائب روی نیزه عالمو ببین تُو لیلةُ الرغائب آرزومی لحظهی مرگم چشامو نمیبندم تا نبینم روبهرومی واسهم آقا اون شبی که با چشام ببینمت میشه شب آرزوها عزیز دلم حسین، حسین، حسین ... این همه گریه با غمت ریختم یه بار صدام کن یه اشک شوق بریزم بیماریِ صَعبُ العلاج من دلتنگیِ کربوبلاست عزیزم ای امید ناامیدا مُردن تُو روضهته مصداق این ماتَ شهیدا ماه روی نیزه نشسته ای پناه بیپناها، مرهم قلب شکسته مهربونی روز به روز عوض شدم من اما تو هنوز همونی ای امیرم زندگی رو زندگی کردم به عشق دیدنت، بعدش بمیرم یا اباعبدالله، آقای من ...
هنوز نظری ثبت نشده