این روزها شکسته و مضطر نشستهای
حسین طاهریپسندیدن1
بازدید16
این روزها شکسته و مضطر نشستهای با گریه خیره بر غم حیدر نشستهای در دست توست یکسره شمشیر انتقام با ذوالفقار ساقی کوثر نشستهای یاد سکوت و غصب خلافت دلت شکست هر لحظه در حوالی خیبر نشستهای این روزها عجیب دلت شعلهور شده شاید کنار سوختن در نشستهای شال عزا به گردنت ای صاحب عزا بیتاب، غرق آه مکرر نشستهای امضا نشد ظهورت و امسال هم غریب در روضههای حضرت مادر نشستهای جاریست از محاسن نورانی تو اشک یاد غلاف و هیزم و بستر نشستهای گاهی میان کوچه و گاهی به کربلا گاهی کنار خشکی حنجر نشستهای از آب هم مضایقه کردند کوفیان پای فرات خیره به خنجر نشستهای