این روزها ز خانه کم آیم برون مگر
علی کرمیپسندیدن0
بازدید26
این روزها ز خانه کم آیم برون مگر کمتر به قتلگاه تو افتد گذار من زهرا این حرف پیش خودت بمونه دیگه بیرون نمیرم از تو خونه خورشید خونهی علی نور تو چند روزیه نتابیده به حیدر پامو میذارم که بیرون مغیره غلافشو نشون میده به حیدر بعد تو از زندگی سیرِ سیرم به یاد پهلوی تو سر به زیرم واسه همینه که بیرون نمیرم ماه نداره بی تو شبهای من وای من وای من کاش جای تو بودم و تو جای من وای من وای من