این خرابه سرد و میترسم از شب
جواد مقدمپسندیدن29
بازدید1.3K
(این خرابه سرده و میترسم از شب باز دوباره بی حیای سمتم اومد) ۲ (دخترت آواره شد توی بیابون بعد تو هرکی رسید بابا لگد زد) ۲ (رفتی و شد تیره آسمون دنیا بسکه سیلی خوردم نیمه بازه چشمام) ۲ روی خاکا سر میذارم گونههام خیسه میبارم تو خرابه خیلی تنهام من عروسکهامو میخوام (۲) (ای بابایی ای بابایی...) تو دل شب کنج این ویرونهی غم میکنم دردو دلامو با سر تو (کاش ندیده باشی از رو نیزهها که حرمله شد همسفر با دختر تو(۲)) ۲ (میکشید تو مشتش، نانجیب موهامو هرکجا میگفتم، من میخوام بابامو) ۲ (بی حیا گوشوارهمو برد عمه جای من کتک خورد) ۲ دختر نازت بابایی کم شده موهاش کجایی (ای بابایی ای بابایی...) هم شکسته هم کبوده مثل مادر بسکه چکمه خورده باباجون به پهلوم (من نمیپرسم کی رگهاتو بریده؟ پس تو هم بابا نپرس از خون ابروم) ۲ (خیلی زجرم دادند تا دیدند سقا نیست دندونام افتادند خندههام زیبا نیست) ۲ (رنگ رخسار تو زرده خیزران با تو چه کرده؟(۲)) ۲ بوی نون پیچیده اینجا از تنور برگشتی بابا (ای بابایی ای بابایی...)